X
تبلیغات
سفر نامه عتبات

سفر نامه عتبات

گزارش سفر به عتبات عراق

خاطرات عتبات قسمت دهم

شنبه 29/01/88

   صبح قبل از اذان با ميني بوسهاي هتل به حرم رفتيم ، نماز جماعتي خوانديم وسپس زيارت كرديم ،از نكات تاسف بر انگيز عدم وجود نماز جماعتي منسجم و يك دست در صحن و سراي علوي است ،نماز هاي جماعت متعدد توسط روحانيون كاروانها برگزار مي شود كه صورت خوشي ندارد،واين يكي از نقاط ضعف مديريت حرم و به خصوص حوزه هزار ساله نجف است كه قادر نيستند ويا بي توجه هستندكه شخص  وجيه و موثقي جهت امامت جماعت حرم معرفي كنند.و اين اختصاص به نماز صبح ندارد .

  بعد از ظهر طبق برنامه قبلي در ساعت 30/3 به قصد انجام اعمال مسجد كوفه به طرف كوفه حركت كرديم. شهر كوفه در گذشته موقعيّتى حساس داشته است. اين شهر و همه عراق در زمان عمر به واسطه سعد بن ابى وقّاص فتح شده است. كوفه هم از نظر تجارى و هم از نظر نظامى مورد توجّه بوده و مردم از نقاط مختلف عراق، حجاز و يمن به اين شهر مهاجرت كرده و در آن جا اقامت گزيده بودند.
  كوفه امروزه به نجف متصل شده است، يك بلوار به طول 10 كيلومتر فاصله حرم ‏اميرالمومنين (ع) تا مسجد كوفه و حرم مسلم‌بن عقيل است.‏
  انشاءالله پس از استقرار امنيت در عراق بين دو حرم كوفه و نجف ارتباط برقرار شود. يكي ‏از طرحهايي كه مي‌توان انتظار داشت به زودي اجرا شود كه بتوان حتي ‏پياده به مسجد جامع كوفه رفت و آمد كرد.‏
  قبل از كوفه، حرم كميل بن زياد كه از ياران نزديك امام علي (ع) بوده است را زبارت كرديم ،در زير زمين مرقد كميل تعدادي از بزرگان مدفونند ازجمله آيت الله سعيدي قوچاني (پدر حجت السلام والمسلمي سعيدي از همكاران ) كه به تازگي  از دنيا رفتند و به آن مكان مقدس منتقل شدند قرار دارد كه بر مزار ايشان به رسم ادب حاضر شده و فاتحه قرائت كرديم.

    سپس در كنار مرقد ميثم تمارپياده شده و پس از زيارت پياده مسير راطي كرده و وارد مسجدجامع كوفه مي‌شويم. اين مسجد پس از مسجدالحرام و مسجدالنبي ‏از مهمترين مساجد جهان اسلام محسوب مي شود.
اكثر انبياء در اين مسجد نماز گزارده اندو اكثر ائمه ‏در آن حاضر بوده‌اند.

    برخی از روایات سجده گاه ملائک بر آدم علیه السلام را در پشت مسجد کوفه  می دانند. بنا بر بسیاری از روایات اسلامی، حضرت نوح نبی علیه السلام در کوفه سکونت داشته اند. امام جعفر صادق علیه السلام در یکی از سفرهای خود  به کوفه،  محلی را در میانه صحن مسجد به عنوان کارگاه کشتی سازی حضرت نوح نبی علیه السلام معین می فرمایند. دو قبر منتسب به  حضرت هود و صالح (ع) در قبرستان وادی السلام نجف واقع است که این خود گواهی دیگر بر اقامت چند هزار ساله انسان در این منطقه است. 

  مسجد کوفه بنا بر روایات، پس از مسجد الحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه، مهمترین مسجد جهان اسلام بوده و برخی کرامت آنرا از مسجد الاقصی نیز بالاتر دانسته اند. غالب احدایث معراجیه از نماز خواندن رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) شب معراج، در مسجد کوفه یاد کرده اند.

  احادیث بسیاری در مورد اینکه کوفه به همراه قم معدن شیعیات خاص است در این کتب نقل شده است لیکن در اذهان عموم مردم با ذهنیت واقعه کربلا، تصور بدی از کوفه و مردم آن شکل گرفته است. كوفه اولین بار ََدر تاریخ اسلام، در زمان خلیفه دوم به عنوان یک پایگاه نظامی جهت تدارکات حمله به ایران مورد استفاده واقع می شود.

  امیر المؤمنین علی علیه السلام پس از جنگ صفین و در سال 38 ه.ق. در کوفه مستقر می شوند. ایشان مقر حکومت خود را  مسجد کوفه قرار داده و تمامی امور از قضاوت، حکومت و عبادت را در آنجا انجام می دادند.  در سال 40 هجری قمری، امام علی(ع) در مسجد کوفه و به هنگام نمازبه شهادت رسيدند.

  داخل مسجد مقامات متعددي متعلق به انبياء و امامان وهمچنين محرابي كه امام علي (ع) در آن به شهادت رسيدند وجود دارد. در جوار اين مسجد مرقد مسلم بن عقيل و هاني بن عروه ودر درب خروجي آن مرقد مطهر خديجه بنت علي (ع) خواهر ابو الفضل العباس قراردارد.

   اعمال مسجد كوفه متنوع و زياد است وبايد چندين ساعت وقت گذاشت ،چون احتمال مي داديم كه نتوانيم دسته جمعي همه اعمال را انجام دهيم به اتفاق آقايان موسوي ،قاصدي، ونجفي اعمال را انجام داديم  .

از فرصت خلوتي محل محراب مقدس استفاده كرده وجهت اداء نماز مغرب و عشاء نزديكترين محل به محراب را انتخاب كرديم ،جمعيت به يك باره هجوم آوردهو ما جاي مناسبي داشتيم.

  برخلاف نجف در اينجا نماز جماعت با شكوهي برقرار است. مسجد كوفه يكي از مكانهاي تخيير است كه انسان مسافر اختيار دارد نماز دراين مكان را كامل بخواند ،به همين دليل نماز با شكوهي برگزار مي شود .

پس از اعمال مسجد،كوفه مسلم بن عقيل ،هاني بن عروه وخديجه بنت علي (ع) را زيارت كرديم.

  در آن سوي مسجد منزل منسوب به امام علي(ع) قرار دارد ودر نزديكي آن ويرانه هاي دارالاماره يعني همان محلي كه مسلم را از آنجا به پايين انداختند، بزرگترين عبرت تاريخ را مشاهده ميكني وقتي از آن ويرانه كه پر از نيزار وماندابهاي گنديده و بدبواست، به گنبد زيباي مسلم نگاه مي كني.... (فاعتبروا يا اولوالالباب ).

  در برگشت به هتل آقاي قاصدي موبايل خود رااز امانات نگرفته بود ،به ناچار اتوبوس رادر محلي متوقف كرده وبا سرعت به همراه راهنماي عراقي با تاكسي به مسجد كوفه برگشتيم به محض پياده شدن يادش افتاد كه در نگهباني ابتدايي تحويل داده است وما دوباره پياده راه رفته را بر گشته وموبايل را تحويل گرفتيم واين قضيه تا روز آخر سبب مزاح همسفران شده بود.... ادامه دارد   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 18:54  توسط محمد رضا باقري  | 

تصاوير نجف

ورودی حرم امام علی (ع) (باب القبله)

ایوان حرم امام علی (ع)

مرقد کمیل (از یاران باوفای امام علی (ع)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:33  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت نهم

جمعه 28/01/88 

  شهر نجف اشرف

نجف جمعیتی قریب 400 هزار نفردارد که همه شیعه و عرب زبان هستند. نام آن برگرفته از نینجف (سرزمین نی) یا (سرزمین سخت) میباشد. ساخت و بنای اصلی شهر به قرن دوم هجری بازمیگردد و به لحاظ جغرافیایی در نزدیکی رود دجله و در جنوب کربلا و بغداد قرار گرفته است و اهمیت آن بیشتر به دلیل قرار داشتن مرقد امام اول شیعیان جهان حضرت علی(ع) و اماکن و بناهای تاریخی مذهبی بسیاری است که در خود جای داده است و به جرأت میتوان گفت کمترین جای را میتوان در جهان سراغ گرفت که همچون نجف اشرف مجموعه های ارزشمند و مقدس را یکجا داشته باشد (مرقد حضرت علی(ع)، قبرستان وادی السلام، مسجد حنانه، مسجد سهله، مسجد میثم تمار، مسجد کوفه، بنای شریف منزل منسوب به حضرت علی(ع) و...).

شهرنجف نسبت به سايرشهرها ي مذهبي عراق ازموقعيت بهتري بر خورداراست ، وارد نجف كه مي شوي گوشه اي از حضور در يك شهر را احساس مي كني ، براي اولين بار از آغاز ورود به عراق پليس راهنمايي ،رفتگرو... وهمچنين عمليات باز سازي پياده روها و خيابانها و وجود پارك هاي نيمه فعال را مي بيني ،برخورد مردم هم خيلي بهتر از سايرجاها ست ، با ورود به نجف آرامش خاصي به آدمي دست مي دهد،به هر حال پس از گذر از خيابانهاي متعدد به هتل محل اقامت رسيديم ، هتل ما در نجف به نام عين السلسبيل واقع در خيابان معروف به ثوره العشرين است ،پس از تقسيم اتا قها و صرف نهاركه نسبت به كربلا از كيفيت بهتري برخوردار بود  استراحت مختصري كرده وجهت انجام اولين زيارت مولا علي (ع) آماده شديم.

  بعد از ظهر جهت زيارت به حرم مشرف شديم ، مرقد حضرت علي (ع) صفاي خاصي دارد  يك صحن بزرگ كه حرم مطهر در وسط آن جاي دارد ، اطراف آن نيز پر است از مغازه ها و بازارچه هايي كه به حرم منتهي مي شوند ،ورودي ها ي حرم به نام بابها ي مختلفي است وما از باب قبله وارد مي شويم.

  در حرم علوي حال وهواي ديگري داري ،وآرامش خاصي وجود دارد ،انگار زوار نيز با متانت و يژه اي به زيارت مشغولند ورسمي تر زيارت مي كنند شايداين ناشي از ابهت وشخصيت والاي امام علي (ع) است.

پس از نماز و زيارت  در ساعت 9 به محل قرار ميني بوسها رفته و به هتل بازگشتيم... ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:36  توسط محمد رضا باقري  | 

تصاوير كربلا

مسیر منتهی به خیمه گاه

کف العباس (محل جدا شدن یکی از دستان ابو الفضل (ع)

تل زینبیه (س)

مقام امام زمان (عج) توضيحات حجت الاسلام حاج آقا اكبري (زيد عزه)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:23  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت هشتم

پنج شنبه 27/01/88

   شب جمعه كربلا حال و هواي ديگري دارد ،وآرزوي هر شيعه اي زيارت امام حسین (ع) در اين روز از نزديك است . زائران محلي نيز دسته دسته از گوشه و كنار عراق با وسايل مختلف خود را به حرم مي رسانند ،بين الحرمين مملو از جمعيت است،بسياري از عراقي ها به قصد ماندن در اين محل با خود زير اندازوغذايي نيز آورده اند ،به توصيه يكي از همكاران كه مبلغي پول داده بود تا از طرف او خيراتي در شب جمعه انجام شود مقداري شكلات تهيه شد ، تفاوتي كه بين ايراني ها و عراقي ها در بر داشتن نذري است اين است كه ماها معمولا يك عدد بر مي داريم  ولي آنها اگر خجالت نكشند كل بسته را برمي دارند به همين علت شكلاتها به سرعت تمام شد و كار مارا راحت كرد.  ساعت 30/5 در حالي كه هنوز 5/1 ساعت به وقت نماز باقي است به سختي محلي را در صحن مطهر پيدا كرديم ،تا ساعت 9 در همان محل مانديم و زيارت كرديم ،رفته رفته حرم خلوت تر شد ،به هتل رفتيم و براي زيارت حضرت ابوالفضل مجددا به حرم آمديم . تعداد زيادي از زواربه استراحت مشغول بودند.

  جمعه 28/01/88 

 امروز آخرين روز كربلاست ،  قبل از اذان به قصد زيارت وداع به حرم رفتيم ساعت 8 به هتل آمده و پسااز صرف صبحانه آماده رفتن به نجف شديم ،تعداد ساكها به واسطه خريد سوغاتي بيشتر شده بود، براي انتقال به محل اتوبوسها ناهماهنگي زبادي وجود داشت پس از عوض كردن چند ماشين بالاخره با موتورهاي سه چرخ كه به كار انتقال مسافر اقدام مي نمايند به محل استقرار اتوبوسها كه در ميان نخلستانهاي اطراف بود رفتيم .  

  ساعت 11 به طرف نجف اشرف حركت كرديم ، فاصله كربلا تا نجف 80 كيلومتر است فاين مسير بر خلاف مسير بغداد كربلا خشك و كويري است و بعضا به آبادي هايي با چند نخل بر خورد مي كنيم ، بواسطه تعداد ايست هاي بازرسي متعدد حركت به كندي صورت مي گيرد، براي زائرين ايراني تسهلاتي قائل شده اند و از كنار ايست بازرسي ها از خط ويژه اي عبور مي كنند .

  نزديكي ظهر بدون اطلاع و آمادگي قبلي اتوبوس در جلوي مسجد سهله متوقف گردييد ،مسجد سهله كه يكي از مساجد با عظمت بسيار است و آداب زيادي دارد از جمله مقام امام زمان (عج ) در آن قرار دارد كه از جايگاه رفيعي بر خور دار است . همراهان كه به علت خستگي راه آمادگي اعمال اين مسجد مقدس را نداشتند به نحوه اطلاع رساني مسئولين اعتراض داشتند كه اعتراض به حقي هم بود به هرحال همه پياده شدند با كسالت خاص خود اعمال را انجام دادند. (بيسار بجاست كه مسئولين كاروان ها و روحاني محترم قبل از ورود به اينگونه مكانها افراد را در جريان گذاشته و آمادگي لازم را در افراد ايجاد نمايند) .

  پس از انجام اعمال مسجد و نماز ظهر و عصر به طرف نجف حركت كرديم.... ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:1  توسط محمد رضا باقري  | 

دور نمای شهر کربلا و بین الحرمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:19  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت هفتم

چهارشنبه 26/01/88

   اولين بار كه در برابر صحن مطهر امام حسين (ع) قرار مي گيري مانند كسي كه گمشده اش را يافته وبهت زده است مي ماني ،انگار باور نداري اينجا مدفن امام حسين (ع) است كه سالها آرزوي زيارتش را داشتي ،يكي از دوستان نيز مي گفت انگار متحير و بهت زده ام ،در هر حال حال غريبي به انسان دست ميدهد.

  حرم ابوالفضل (ع) در فاصله حدود 300 متر حرم امام  حسين (ع) قرار دارد ،اين فاصله به بين الحرمين معروف است .

  خوشبختانه با وجود بازرسي هاي متعدد كه تا ورود به حرم 5-4 با مورد بازرسي بدني قرار مي گيري امنيت خوبي برقرار است ،در كربلا احساس امنيت بيشتري به انسان دست مي دهد ،در اطراف حرم پر است از دست فروشهايي كه همه چيز عرضه مي كنند ومحيط را بوجود آوردهاند كه از پاكيزگي لازم برخوردار نيست وناخودآگاه آدم را ياد گذر خوان خودمان مي اندازد .

  صبح مجددا به زيارت رفتيم وقبل از ظهر به محل تل زينبيه كه زينب سلام الله عليها از آن بلندي صحنه كر بلا را نظاره مي كرده است و كف العباس كه در ميان بازارچه اي است و بنايي مانند سقاخانه بر روي ان ساخته اندوبه محل خيمه هاي امام و اصحاب رفتيم.

   در بعد از ظهر به محل مقام امام زمان (عج) كه در محلي كه معروف است به نهر علقمه وقطعي نيست كه اين همان نهر معهود است رفتيم ، با آقايان اكبري وقاصدي  به بررسي موقعيت جغرافيايي نهر علقمه پرداختيم با توجه به موقيت محل اين نبايد همان نهر باشد، مگر آنكه بواسطه محاصره نهر ابو الفضل (ع) دشمن را دور زده و از مسيري ديگر براي برداشت آب اقدام كرده باشند.

  مقام منصوب به امام صادق (ع) را نيز كه در ميان باغي كه براي رسيدن به آن بايد از بازارچه اي عبور كنيم زيارت كرديم ، قبلا كه آمده بودم همه اين مسير ها را با ماشين و به همراه نيرو هاي امنيتي عراقي بود و آنها مسير ها را طولاني مي كردند تا سر در نياوريم ولي اين بار ديدم كه مسير ها به هم نزديك است و همه را مي شود پياده رفت .براي نماز خودمان را به سرعت به حرم رسانديم.

  پنجشنبه27/01/88

   صبح زودتر به حرم رفتيم و در برگشت مقداري مهر نماز و... خريديم .

  در سر ميز ناهار با چند تن از روحانيون بحثي راحع به محل حائر حسيني مطرح شد ، حائر جايي است كه وقتي به قصد تخريب حرم حسيني آب انداخته اند آب از آنجا جلوتر نرفنه است و اين مكان حائر نامييده مي شود ويكي ازچهار مكاني است كه آدمي اختيار دارد نماز را كامل يا شكسته بخواند.

  در ادامه بحث در مورد عبدالله مجاب رسيد كه گفته مي شود از اين جهت بدين نام معروف است كه ابا عبد الله (ع) جواب سلام ايشان را داده است ،وقتي از مستند تاريخي اين رويداد سؤال شد سيد بزرگواري اين را از تعبديات مي دانست كه به نظر مي رسد بدون مطالعه لازم جواب داد ،خوب است روحانيون كه در معرض سوالات مردم هستند با مطالعه بيشترسطح آگاهي و اطلاعات خود را بالا ببرند ويا حد اقل وفتي چيزي را نمي دانند بگويند نميدانم كه اين به سيره علماي گذشته نزديك تر است.  .... ادامه دارد   

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:3  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت ششم

 

                              ورودي بارگاه طفلان مسلم

سه شنبه 25/01/88

   براي رفتن به كربلا بايد بيشتر مسير سامرا به بغداد را برگرديم ،ولي جهت زيارت طفلان مسلم از مسير اصلي جداشده و از ميان مزارع و نخلستنها در جاده اي  شلوغ و باريك به حركت ادامه داديم ،به گفته راننده ماشين  فاصله تا كربلا 80 كيلومتر است .

   ساعت 5 بعد از ظهر به محل بارگاه اين دو كودك بي گناه رسيديم ، غروب غم انگيزي است بوي غربت و مظلوميت از در وديوار آشكار است ،دو گنبدنوراني وطلايي كه در زير خود دو ضريح كوچك را جاي داده است ،ابتدا برادر بزرگتر تر محمد بن مسلم بن عقيل ابن ابيطالب را زيارت مي كني وپس از آن به فاصله چند متر برادر كوچك تر ابراهيم را ، بر كتيبه ا ي بطور خلاصه جريان شهادت آن دو اينگونه نوشته شده است : اين دو كودك بي گناه پس از واقعه عاشورا به مدت يك سال در زندان بوده و سر انجام  با كمك يكي از زندانبانان آزاد مي شوند ،در راه رفتن به مدينه در خانه پير زني مخفي مي شوند، پسر آن زن در ازاء گرفتن دو هزار درهم سر از تن آنان جدا كرده و تحويل حكومت دادو ....

   پس از زيارت به طرف كربلا حركت كرديم و در ساعت 8 بعد از ظهر سه شنبه 25/01/88 وارد كربلا شديم.پس از گذشتن از خيابانهاي نيمه روشن ،خاكي و پر از دست اندازوارد هتل مي شويم در كربلا حضور نظامي ها كم رنگ تر است جز در اطراف حرم كه آن هم داخل محل هايي هستند و بعضا گشتي  مي زنند و به پايگاه خود بر مي گردنند.

   هتل ما ( همان فندق) فندق قصر الاولياء نام دارد، ورودي زيبا همراه با چند آب نما و محوطه درختكاري شده فضاي زيبايي را خلق نموده است ، هتل با مساحت زياد در دو طبقه از سالن هاي طويلي تشكيل شده كه اطاقها در اطراف آن قرار دارند ،با توجه به اينكه اطاق ها 3 نفره است و انتخاب هم اطاقي مشكل است و ترجيح بلا مرجح است به همين دليل  در گرفتن اطاق دخالتي نكردم ،پس از تقسيم اطاق ها كه آقاي اكبري نيز در آن زحمت زياد كشيدند به اتفاق ايشان و سيد موسوي كه فرد مخلص و شوخ طبعي است و با او بودن انسان را خسته نمي كند در اطاق 308 اسكان گرفتيم.

   وارد اطاق كه مي شويم متوجه مي شويم كه اين هتل عليرغم ظاهري زيبا از حداقل امكانات برخوردار است با اينكه نسبتا نو ساز است ولي داخل آن كثيف است بعضي تختها شكسته روي آن تشك ابري ،حمام و دستشويي ناقص  وغير بهداشتي و... سيد با زبان بين المللي به خدمه بنگلادشي فهمان آيينه ميخواهيم و او هم رفت و بر نگشت، به نظر مي رسد مسئولين شركت شمسا بايد زحمت بكشند و به ديدن لابي هتل اكتفا نكنند و اطاق ها را هم بازديد كنند و شروطي را با طرف عراقي منعقد كنند ، تا عزت زائران عليرغم اخلاص و گذشتي كه دارند مورد سوء استفاده قرار نگيرد.

   پس از اداء نمازوصرف شام به قصد اولين زيارت ساعت 30/9  به حرم رفتيم، درب ورودي هتل سه خودرو هايس به نقل و انتفال زائرين تا ساعت 11 مي پردازند،مسير منتهي به حرم خیابانی نيمه خاكي پر از دست انداز است كه پياده 15 تا20 دقيقه تا حرم راه است ....   ادامه دارد         

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:43  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت پنجم

سه شنبه25//1/1388 

   ساعت 6 صبح به اتوبوس سوار شده و به طرف سامرا حركت كرديم،براي صرفه جويي در وقت صبحانه را در اتوبوس خورديم .فاصله بغداد تا سامرا 118 كيلومتر است ، با توجه به اينكه هنوز زيارت سامرا بطور رسمي شروع نشده و بواسطه بافت جمعيتي و مسير منتهي به آن ، سفر به سامراقدري با اضطراب همراه است ،اما شوق زيارت دو امام معصوم عليهما السلام دلهره و اضطراب را از بين مي برد.

  مسير راه بواسطه هم مسيري با تكريت (زادگاه صدام) و موصل از شهرهاي نفت خيز عراق ،كاملا نظامي است ودر اوائل اشغال عراق يكي از پر برخورد ترين مناطق عراق بوده است از همين رو در طول مسير در بسياري از قسمتها ديوارهاي بتوني پيش ساخته به ارتفاع 3 متر كشيده شده است  ، ودر بعضي قسمتها هم  كيسه هاي برزنتي كه هر كدام به اندازه يك كاميون خاك ظرفيت دارد اطراف جاده را محصور كرده است .

   در اين مسير تقريبا 120 كيلو متري به فاصله هر 5 كيلومتر يك يگان پيشرفته نظامي مسقر است و موانعي جهت كنترل و توقف خود روها  تعبيه شده است ،روي تمامي پلهاي مسير سنگر بندي شده واز آنها حفاظت كامل ميشود ، چندين با ستونهاي زرهي آمريكايي در جاده به سرعت حركت مي كر دند كه خودروهاي عبوري خود را از مسير حركت آنها دور مي كردند،

   در هر حال مسير يك ساعته را به مدت سه ساعت پيموده و به شهر سامرا رسيديم ، شهر سوت و كور مخروبه وخلوت است وانگار از زندگي خبري نيست ،اگر دشمنان مشترك برادران سني و شيعه مي گذاشتند اين شهر مي توانست  يكي از قطب هاي مهم زيارتي جهان باشد و همچون ساير شهرههاي عراق از رونق اقتصادي خوبي برخوردار شود و مردم مستضعف آن از اين وضعيت رقت بار نجات پيدا مي كردند .

   در محلي مخروبه و كثيف كه سالها كسي در آن رفت و آمد نكرده پياده شديم ، اتوبوسها متوقف شده و جمعيت منتظر وانت بارهايي شدند تا بوسيله آنها به حرم بروند ،از يكي از مامورين فاصله تا حرم را سؤال كردم ،تا حرم حدود 500 متر بود وقتي از امنيت مسير اطمينان حاصل كردم به تنهايي به طرف حرم به راه افتادم ، ارتباط مسير منتهي به حرم با كوچه و مغازه هاي اطراف توسط ديوارهاي بتوني بلندي  قطع شده بود. در مسير ورودي خيلي خلوت حرم دو جا بازرسي بدني صورت گرفت ،بر خورد مامورين بازرسي خيلي خوب بود .

   وارد صحن نيمه مخروبه كه عمليات ساخت و ساز در آن با سرعت ادامه دارد كه مي شوي  غمي بزرگ برقلبت مستولي ميشود و مظلوميت اين دو امام بزگوار به عيان برايت آشكار مي شود ،انگار سامرا بايد هميشه با نظامي ها و عسگرها هم نشين باشد.صحني بزرگ حرم را در خود جاي داده است در گوشه اي از آن سرداب غيبت قرار دارد كه  آن نيزدر عمليات خرابكاري آسيب ديده است،ساخت گنبد تمام شده ولي هنوز طلا كاري نشده است  ،صحن در حال آماده شدن و سرداب غيبت نيز در حال باز سازي است و امكان ورود به آن وجود دارد.

   محل قبور مطهر را بوسيله ديوارهاي چوبي و كشيدن پارچه سبز رنگي بر روي آن پوشانده اند ،اين ضريح چوبي، حرم مطهر امام هادي (ع) امام عسكري(ع) نرجس خاتون (مادر امام زمان (عج) حكيمه خاتون (عمه امام زمان (عج )را در خود جاي داده است ،جمعيت كم زائرين به راحتي مي توانند در جلو ضريح ايستاده نمازو زيارت بخوانند،انگار مردم هم وقتي ضريح از طلا نباشد باور ندارند كه اينجا حرم دو تن از اولياء الهي است وچندان رغبتي براي بوسيدن و نزديك شدن به آن از خود نشان نمي دهند،پس از زيارت اين دو امام همام كه فرصت كوتاهي بود در سرداب غيبت نيز دو ركعت نماز حاجت خوانده  واز ميان حصارهاي بتوني برگشته وبه مقصد امامزاده سيد محمدفرزند امام هادي (ع)حركت كرديم ،ايشان در بين اهل سنت نيز جايگاه رفيعي داردو آنان نيز او را گرامي داشته و به زيارتش مي آيند.پس از پيمودن 50 كيلومتر از جاده سامرا به بغداد به محل امامزاده رسيديم زيارت مختصري كرده پس از اقامه نماز جماعت به اتوبوس سوارشده و ناهار را در اتوبوس خورديم...

                                                                              ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:5  توسط محمد رضا باقري  | 

حرم امامین عسگریین علیهما السلام قبل و بعد از عملیات تروریستی ودر حال باز سازي

 

عليرغم خواست متجاوزين وهم پيمانان تفرقه افكن داخلي آنان ،بحمد الله

كار باز سازي حرمين عسكريين عليهم السلام با سرعت ادامه دارد.

وهابيون مجعول بدانند محبت فرزندان پيامبر (ص) در قلوب مسلمانان اعم از

شيعه و سني جاي دارد ،آجر وخشت نماد است و بهانه اي بيش نيست.

دو تصوير زير آخرين تصاوير دريافتي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:3  توسط محمد رضا باقري  | 

سامرا

  سامرا شهری است بین بغداد و تکریت که در جانب شرقی رود دجله قرار دارد. نام این شهر در اصل «سر من رای» بوده است یعنی «هر که آن را ببیند شاد می شودمعتصم، خلیفه عباسی، که در سال 221 هجری به آبادانی این شهر پرداخت، این نام را برای آن برگزید.

  بعدها این شهر رو به ویرانی نهاد و به « ساء من رای» (هر که آن را ببیند ناراحت می‌شود) مشهور شد و پس از مدتی به اختصار، «سامرا» نام گرفت. حرم مطهر عسگریین  یعنی امام هادی (ع) و امام حسن عسگری (ع)و قبر نرجس خاتون، مادر امام زمان (عج) در سامرا قرار دارد.
غیبت صغرای امام زمان (عج) از سردابی در همین شهر شروع شد. چند تن از خلفای عباسی نیز در این شهر دفن شده‌اند. در طول تاریخ بناهای زیبا و باشکوهی در سامرا ساخته شده که بقایای برخی از آنها تاکنون باقی مانده است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:44  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت چهارم

                                           

                                

                                            ورودی حرم کاظمین علیهماالسلام (صبح زود)

 دوشنبه 24/1/1388

 جهت تشرف به حرم مطهر به نوبت غسل زيارت كرديم ،پير مردي كه كاروان خود را گم كرده بود نگران بود ،او را به اتاق آورديم و آقاي اكبري خيلي به او محبت كرد ،او را با خود به حرم بردوبا زحمت زياد كه قطعا ثوابش از زيارت كمتر نيست كاروان او را پيدا كرده و او را از نگراني بيرون آورد.

   قرار است ساعت 30/7 بطور گروهي به حرم برويم اما من و آقاي قاصدي وآقاي موسوي زودترودر ساعت 7 به حرم مشرف شديم.براي ورود به حرم كنترل نسبتا شديدي صورت مي گيرد مسير منتهي به حرم بلواري به طول تقريبا 300متر است كه در اطراف آن مغازه هاي متعددي قراردارد كه به قول معروف از شير مرغ تا جان آدميزاد در آنها يافت مي شود .

   در ابتداخيابان توسط دستگاه بمب ياب بازرسي و پس از آن تفتيش بدني مي شويم ،اين كار دو بار ديگر نيز تا ورود به حرم تكرار مي شود.موبايل را هم بايد تحويل داد كه ما براي صرفه جويي در وقت موبايل با خودمان نبرديم.در تمام مكانهاي زيارتي عراق بايد موبايل و ساير وسايل را تحويل بدهي.

   در جلو صحن نوراني آن دو امام بزگوار كه قرار مي گيري دسته دسته مردم مشتاق را مي بيني كه با سلامي مخلصانه وارد حرم مي شوند ، در بالاي ورودي صحن نوشته شده است: السلام عليك يا موسي بن الجعفر(ع)ويا جوادالائمه(ع)، اينجا بارگاه دو امام بزگوارشيعيان است، حرم نسبتا شلوغ است نسبت به چندين سال قبل و در زمان حاكميت صدام از نظم و انضباط  بهتري برخورداراست و شلوغ تر شده است ،

   نكته مهم اينكه ديگر از گداها يي كه بعضا تادرب هتل به دنبالت مي آمدند،و از پول گرفتن كفشداري ها به زور و تحويل ندادن كفش تا پول ندهي خبري نيست.روبروي صحن كه قرار مي گيري دو گنبد نوراني كه يكي از آنها جهت تعميرات پوشيده شده است جلب توجه ميكند ،وقتي در صحن وارد مي شوي نا خود آگاه به مقايسه با مشهد مقدس مي پردازي،واقعا اگرحرم مطهر اين دو امام در ايران قرار داشت الان چگونه بود .

   داخل حرم به راحتي هر جا بخواهي مي تواني نماز بخواني ،جلو ضريح بايستي آن را ببوسي و كمتر مورد امر ونهي خادمين كه لباسي متحد الشكل وبا رنگي روشن پوشيده اند  قرار مي گيري  . تا ساعت 9 به زيارت مشغول بوديم و سپس جهت صرف شام به هتل برگشتيم ،غذا جوجه كباب به سبك ايراني و كيفيت نا مناسب بود.

   قرار بر اين شد فردا ساعت 5/3 به حرم برويم،آقاي اكبري مسئولیت  بيدارباش را متقبل شد و انصافا خوب هم عمل کرد ! !چون به اشتباه مارا در ساعت 5/2 بيداركرد ،در اثر اصرار ايشان قبول كرديم كه ساعت هتل خراب است ولي وقتي پايين رفتيم و مامور هتل را بيدار كرديم گفت: خروج تا ساعت سه و نیم كه درب حرم باز ميشود ممنوع است، معلوم شد كه ساعت هتل درست بوده است.نما ز صبح و زيارت را در حرم بجا آورديم و آماده عزيمت به سامرا شديم. ...ادامه دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:9  توسط محمد رضا باقري  | 

در باره امام موسي بن جعفر و امام جواد (عليهما السلام)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 13:9  توسط محمد رضا باقري  | 

در باره امام موسي بن جعفر و امام جواد (عليهما السلام)

 

سلام بر تو ای هفتمین فروغ امامت!
سلام بر تو ای وارث شهادت!
سلام بر تو ای قبله نیازمندان!
سلام بر تو ای آزادترین اسیر و ای آزاده ترین زندانی! تو که زندان، گلستان عبادت و خلوت تو شده بود و زندانیان سنگ دل، اسیر کرامت و بزرگواری ات. تو که زنجیرهای ستم و تازیانه های دشمنی و کینه، قبل از شکنجه و آزار تو به سجده افتادند و دل بی رحمشان در برابر خلق نیکوی تو به رحم آمد.
سلام خدا بر تو ای امام هفتمین که تن رنجیده و روح بلندت، شاهد مظلومیت خاندان توست.
  حضرت امام موسي بن جعفر (عليه السلام) معروف به كاظم و باب الحوائج در روز يكشنبه 7 صفر سال 128 قمري در روستاي ابواء در بين مكه و مدينه متولد گرديد.

آن حضرت در سال 25رجب سال 183 قمري در زندان هارون در سن 55 سالگي مسموم و به شهادت رسيد ، مرقد شريفش در كاظمين نزديك بغداد زيارتگاه شيعيان مي باشد.

سلام بر تو اي ولي خدا !

سلام برتو اي حجت خدا!

سلام بر تو اي نور خدا در تاريكي هاي زمين!

سلام بر تو اي فرزند رسول خدا!

سلام برتو وبر پدران پاك تو!

سلام بر تو وبر فرززندانت !

   ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمد و در سال 220 هـ.ق در بغداد وفات يافت. مرقد آن حضرت در كاظمين كنار مرقد امام موسي كاظم (ع) قرار دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:30  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت سوم

                                 

دوشنبه 24/1/1388

   از محل توقف اتوبوسهاي اوليه كه به شدت كنترل مي شد سوار بر اتوبوس ديگري شديم كه قرار است ما را به كاظمين و كربلا ببرد.

   تا حدود بيست كيلومتري، منطقه كاملا نظامي است ،درمحوطه روبروي فرودگاه كه يك فرودگاه نظامي است چندين هلي كوپتر آمريكايي در حال تردد هستند و تعدادي هواپيماي نظامي نيزداخل فرودگاه مسقر هستند.

   يك احساس نا امني در همگي وجود دارد ، تا سوار شدن به اتوبوس يك ستون نظامي آمريكايي كه همگي انها سوار بر خود روهاي زرهي بودند كه نظير آنها را در جنگ هم نديده بودم با سرعت سرسام آوري  در حركت بودند.وجود ايست و بازرسي هاي متعدد و توقفهاي طولاني احساس نا امني را بيشتر مي كند.

   به طرف كاظمين حركت كرديم در طول مسير از محلات قديمي و فقير نشين عبور كرديم ، سوغات بيگانگان جز ويراني چيزي را در برنداشته است ، وجود پلهاي متعدد و طولاني كه بر روي انها سنگر بندي شده است نظر هر بينندهاي را به خود جلب مي كند.دو طرف جاده ديوارهاي بتوني بلندي كشيده شده است .

   وضعيت اجتماعي مردم عراق بي شباهت به كشور خودمان نيست، البته خيلي عقب افتاده تر به همين دليل با ديدن مردمي كه در حال آمد و شد هستند چندان احساس غربت نمي كني.در اينجاست كه با خود فكر مي كني كه استعمار گران چگونه با دسيسه و نيرنگ 8 سال دو ملت را در گير جنگي خانمان سوز كردند و چه سرمايه هاي مادي و معنوي از دو ملت از دست رفت كه هيچگاه قابل جبران نخواهد بود

آخرين ايست بازرسي نزديك شهر كاظمين بود كه يك ساعتي وقت مارا گرفت ، همه از اتوبوس پياده شده ودر دو ستون مجزا ،زنان و مردان مورد تفتيش بدني قرار گرفته و بوسيله دستگاه بمب ياب كه در دست سرباز عراقي بود و با عبور از كنار صف تشكيل شده و داخل خودروها از عدم وجود بمب اطمينان حاصل كرد ،در هيچ مرحلهاي از آمريكايي ها خبري نيست جز همان ستون هاي زرهي كه بعضا ديده مي شد.با ديدن دستگاههاي پيشرفته به آقاي هاشمي گفتم بيچاره ها نمي دانند پول نفت خودشان است و چگونه با آن قيافه هم مي گيرند،كه آقاي هاشمي ضمن تاييد گفت ما واقعا از نظر امنيتي كه در كشورداريم دربهشت زندگي مي كنيم.بدون شك امنيت در تمامي زمينه ها از نيازهاي اساسي يك جامعه است.شهر كاملا نظامي است ولي امنيت برقرار است ،به قول آقاي حبيبي ازهمكاران همراه شهر يك پادگان نظامي است.

   با توافقي كه صورت گرفت قرار شد در ازائ مبلغ 15 هزار تومان فردا 25/01/88 به سامرا برويم مبلغ مورد توافق به سرعت توسط آقاي شريفي جمع آوري و به راننده تحويل شد.

   ساعت 5 بعد از از ظهر به وقت محلي (دوساعت به غروب) به كاظمين رسيديم نا هماهنگي زيادي وجود داشت پس از چندين بار جابجايي به همراه رابطين شركت شمسا(مجري سفرهاي عتبات) سر انجام به هتلي وارد شديم . هتل مور دنظر بدون نام و نسبت به محيط بيرون تميز تر بود.اما اطراف حرم و خيابانها در شان يك كشور اسلامي و امامان معصوم شيعيان نيست. با آقايان اكبري ،موسوي و قاصدي يك اطاق 4 نفره گرفتيم جمع صميمي و بسيارخوبي است.      

                                                          ادامه دارد    

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:0  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت دوم

                                                           

 دوشنبه 24/01/88

     پس از انجام تشريفات خروج كه حدودا يك ساعتي طول كشيد ، وارد سالن انتظار پرواز شديم ،مشكل كوچكي در ارائه فيش هاي واريزي خروجي پيش آمده بود كه با مراجعه به مسئولين نيروي انظامي حل گرديد.

 به نظر مي رس پرواز بدون تاخير انجام شود ، بلند گوي فرودگاه اعلام كرد : مسافري پرواز شماره 1553 تهران – بغداد به هواپيما سوار شوند.

 هواپيما متعلق به شركت ماهان و ظرفيتي در حدود 300 نفر را داشت ، هوا باراني ، باند فرودگاه پر از آب است، راس ساعت 13 پرواز به مقصد بغداد انجام مي شود، مهماندار ضمن خير مقدم زمان پرواز تا بغداد را 20/1 (يك ساعت و بيست دقيقه) اعلام كرد،داخل هواپيما آدم را به ياد ميني بوسهاي اول انقلاب مسير نيروگاه قم مي اندازد ،صندلي هاي به هم فشرده  (،به نظر مي رسد افزايش صندلي ها سفارش شركت ايراني باشد)به طوري كه يكي از مسافران كه مقداري چاق بود در خواست جابجا شدن به قسمت وسط كه جلوي پايش آزاد بود نمود و مهماندار هم با خوش رويي پذيرفت ،راه روهاي باريك باعث ميشد هربار كه مهماندارن عبور مي كنند به مسافريني مانند من كه در صندلي اول قرار دارند نا خواسته تنه اي بزنند و رشته افكارشان م را پاره كنند. در عوض همه اين مشكلات برخورد مهمانداران بسيار خوب بو كه تا حدودي جبران مي كرد .

  سر انجام هواپيما در ساعت 50/12 به وقت محلي در فرودگاه بغداد به زمين نشست ، ساعت عراق 30/1 با ساعت ما تفاوت دارد يعني از ساعت ما عقب تر است، نكته جالب كه ديپلماسي فعال ما را مي رساند اين بود كه ساعت فرودگاه بغداد هنوز پس از گذشت 25 روز از سال جلو كشيده شدن ساعت ايران را اعمال نكرده بود،و ساعت به قول قديمي تر ها به وقت قديم بود).

 با شنيدن صداي مهماندار كه فرود در فرودگاه بغداد را به اطلاع رساند دلشورهاي توام با اضطراب ادمي را فرا مي گيرد ، به يكباره 8 سال جنگ تحميلي مانند فيلمي كوتاه از ذهنم خطور كرد.

 فرودگاه سوت  وكور بغداد نشان از يك فرودگاه بين المللي پايتخت يك كشور اسلامي نداشت ، پس از انجام تشريفات معمول كه نسبت به خروج از ايران كمتر بود پس از انگشت نگاري به وسیله دستگاه كوچكي كه در جلوي گيشه قرار داشت و گرفتن عكس كه به آراامي و احترام خاصي انجام گرفت وارد محوطه و سالن انتظار شديم.

چون چند كاروان با هم رسيده بوديم ، تا انجام مقدما ت خروج جمعي از همراهان در سنگ فرش سالن نماز خواندند ولي ما زياد به دلمان نچسبيد در انجا نماز بخوانيم ،لذا از مامرين عراقي محل مصلي يا همان نماز خانه را پرسيديم، در طبقه دوم محلي رابه صورت مجزي براي خواهران و برادران اختصاص داده بودن نماز جماعتي  به امامت حاج آقاي اكبري خوانديم.

 طبقه فوقاني مرتب تر از پايين بود تعدادي مغازه، جمعي از مسافران كه تعدادي از آنها بدون پوشش اسلامي بودند درحال تردد بودند ،بطوري كه مريم دختر آقاي هاشمي با همان معصوميت كودكانه خود گفت عمو ببين موهاي همه جاش پيداست كه منظور همه موهاي سرش بود.

از مغازههاي داخل فرودگاه قيمت بعضي اجناس را پرسيديم تا هم رفع بي كاري شود و هم قيمتي دستمان باشد، آقاي قاصدي كه انگار اين چند ساعت برايش معادل چند روز گذشته بود دربدر به دنبال كارت تلفن بود قيمت كارت تلفن كه در عراق بانام تجاري آسيا سيل عرضه مي شود در فرودگاه15 هزار تومان بودكه بعدا در كاظمين به مبلغ 9 هزار تومان با حق مكلمه 3دلار كه معادل 12 دقيقه بود تهيه كرديم.

نيم ساعتي در بيرون فرودگاه مانند لشكر شكست خورده منتظر مانديم تا اتوبوس آمد ومارا به محلي كه مانند ترمينال موقتي درست شده بود و تافرودگاه 10 كيلومتر فاصله داشت رسيديم.  

                                                                                                                      

                                                                                              ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:50  توسط محمد رضا باقري  | 

خاطرات عتبات قسمت اول

                                                                   

دو شنبه 24/02/88

قرار است ساعت 30/8 جهت عزیمت به فرودگاه امام خمینی از خیابان خاکفرج روبروی نمایشگاه بین المللی حاضر شویم.طبق معمول معلوم بود که در این ساعت حرکت نخواهیم کرد .چون عادت بدی که به صورت قانون نا نوشته در آمده است این که ما معمولا به وقت خود و دیگران اهمیتی قائل نمیشویم ُ و مسئولین  نیز یک ساعتی را زودتر اعلام میکنند.

   در هر صورت امید است که رفته رفته با فرهنگ سازی که صورت میگیرد این عادت مذموم را ترک نماییم.ساعت 10/9به محل قرار رسیدم حاج آقای اکبری دوست چندین ساله مان که انسانی به حق روحانی است روحانی گروه ماتعیین شده اندُ ایشان با لطفی که به من داشتند در مسیر که بودم تماسی گرفتند واز وضعیت من جویا شدند.وقتی رسیدم همه همسفران آمده بودندُاز جمله آنان آقای قاصدیُ آقای اکبریُ آقای هاشمی  و... که بعدا اسامی تک تک آنان را ذکر خواهم کرد. برادرربزرگ آقای قاصدی را در جمع بدرقه کنندگان برای اولین بار زیارت کردیم. من و آقای اکبری بدرقه کننده ای نداشتیم (این را خودمان خواسته بودیم) بقیه زائرین برای آخرین خدا حافظی از پنجره های اتوبوس بیرون را نگاه کرده و دست تکان می دادند (در چهره همگی آرزوی تشرف را مشاهده می کردیم از صمیم قلب آرزو کردم خداوند نصیب آنان نیز بفرماید) بیشتر از همه آقای قاصدی که دل کندن ازتنها دخترش برایش سخت بود و خود را سرزنش میکرد که همسر و فرزندش را با خود نیاورده است البته در این زمینه ایشان مقصر نبوده است.

   بالاخره اتوبوس از شهر عبور کرده و در ساعت 30/9 وارد اتوبان قم - تهران گردید و در ساعت ۱۱ مسافرین را در فرودگاه پیاده نمود.تا ساعت ۱۳ که ساعت پرواز است دو ساعتی فرصت بود تا آشنایی مختصری با همسفران پیدا کنیم.

   همکارانی که توفیق همسفری با آنان را پیدا کردیم به شرح ذیل بودند.حجت السلام اکبری روحانی کاروان ---آقای حسن قاصدی-- آقای احمد حسن هاشمی به همراه همسر و دختر کوچولوی شیرینش مریم خانم که در طول مسافرت آدرس منزلشان را به همه می داد-- آقای عبد الرضا شریفی قاری ممتاز که درمسیر نیز همه را به فیض کامل می رساند به همراه همسر و محمد امین کو چکترین زائر کاروان که با شیرین کاری هاش مورد توجه همه بود-- سید مرتضی موسوی البرزی همکار مخلص و شوخ طبع -- سلمان حبیبی همکار خوبمان که توفیق خدمت به پدر را هم داشت به اتفاق همسر و پدر بزرگوارش-- آقای محمد هادی آشناد به اتفاق همسر و دو فرزندش -- آقای حسینعلی نجفی-- حجت السلام سید رضا طبسی--  حجت السلام فردی به اتفاق همسر-- حجت السلام مجتبی آزادی به همراه همسر-- همچنین آقای سید محسن طباطبا ئی نژاد مدیر کاروان بود که در حد توان به همراهان خدمت می نمود.                                        

                                                                                          ادامه دارد                          

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:22  توسط محمد رضا باقري  | 

 بسمه تعالی

                                                  السلام علیک یا ابا عبدالله

                                                          ( مقدمات سفر  )

اطلاعیه ای از سوی اداره رفاه کارکنان صادر شده است : سهمیه ا ی محدود جهت عزیمت همکاران به عتبات عالیات 

اختصاص داده شده است ُبلا درنگ نسبت به ثبت نام اقدام گردید.زحمت هماهنگی ها را همکاران محترم در اداره رفاه کشیدندُ زحمت ثبت نام و واریز پول به حساب را هم دوست بسیار خوبم جناب آقای قاصدی متقبل شدند.

تاریخ سفر ۲۴/۱/۱۳۸۷ اعلام شده است اما هنوز قطعی نیست.آقای هاشمی از همکاران خوب و دوست داشتنی که در ادامه ملحق شده است برای رفتن خیلی بی تابی میکند و روزی چندین بار به بهانه های مختلف با دفتر زیارتی تماس می گیرد.  سر انجام روز موعود فرا رسید و از دفتر زیارتی ساعت حرکت را ۱۳ روز دوشنبه ۲۴/۱/۸۷ از فرودگاه امام خمینی اعلام کردند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:13  توسط محمد رضا باقري  |